سُبْحَانَ الَّذِي أَسْرَى بِعَبْدِهِ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الأَقْصَى الَّذِي بَارَكْنَا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ آيَاتِنَا إِنَّهُ هُوَ السَّمِيعُ البَصِيرُ
ایام ایام سوگواری و حزن اهل بیت علیهم السلام وشیعیانشان می باشد برای اینکه امروز یا فردا روزی (۲۰رجب) امام هفتم شیعیان امام کاظم علیه السلام دربغداد در حبس هارون الرشید دنیا را وداع گفت.
امام کاظم نامش موسی است وشاید تسمیه ایشان به موسی برای تشابه بزرگی باشد که به حضرت موسی دارداوبعد از معراج پیامبر متوجه قضایای حضرت موسی می شود قضایای حضرت موسی خیلی مهم است چون ماموریت پیداپیداکردبه نجات بنی اسرائیل از دست فرعون.حضرت موسی ماموریت داشت افکار شیعیان ودیگران را از کید هارون خلیفه وقت نجات دهد.البته گرفتاري حضرت موسي با امام موسي فرق داشت. امام موسي بن جعفرعليه السلام گرفتار زماني بودكه فرهنگ مردم عوض شده بودبعد ازاينكه امام باقر وامام صادق عليهم السلام فرهنگ اسلامي جاري كردندخلفاي عباسي ديدند حكومتشان در حال متزلزل شدن است وبا وجود اين فرهنگ نمي توانند بر مردم حكومت كنند لذا تصميم گرفتند يك فرهنگ نويني را دراورند. لذا دربرابر معارف امام صادق عليه السلام فلسفه يونان را رواج دادند البته فلسفه يونان غير از فلسفه اي است كه علماي ما مثل حضرت امام(ره)دارند.
درمقابل زهد ائمه نيز تصوف را رواج دادند اين دومكتب (فلسفه يونان و تصوف) بسيار رايج بود وخلفاي عباسي زياد اين دو مكتب را تاييد مي كردندحال امام موسي بن جعفر بايد با اين دومكتب مبارزه مي كرد.
هارون كه در مبارزهبا حضرت كم اورده بود و همچنين مي خواست عظمت خودرا به مردم بشناساند به سمت ضريح پيامبر مي ايستاد ومي گفت : عموجان سلام. امام موسي بن جعفر محكم در مقابل اين نيرنگ هارون مي ايستد و مي گويد السلام عليك با ابا.در حقیقت امامو می خواهد به همه بفهماند که من از نسل پیامبر هستم.
هارون به امام می گوید می خواهم باغ فدک را به شما بدهم ولی حضرت در جواب می گوید اگر بخواهی با حدودش بدهی هر گز نمیتوانی و حدود آن را تمام ممالک اسلامی معین می نماید. وتوباید از حکومت کنار بروی کمااینکه مامون می گفت من می خواهم خلافت را به شما بدهم حضرت فرمودند اگر لباس خلافت برای قامت توست نمی توانی آن راببخشی ولی اگر به اندازه قامت تو نیست نمی توانی آن را بپوشی.
با توجه به اینکه هارون دید حریف حضرت نمی شود لذا ایشان را زندانی کردولی غلط وکور خوانده بود چرا که با غول و زنجیر نمی توان بین مردم وامامت فاصله انداخت اومی خواست بااین کار مردم وشیعیان را از امام جدا کند درحالیکه این ارتباط قوی تر شد.
یک زنی در نیشابور می میرد حضرت غول وزنجیر را باز می کند و به تشییع او می رودو برایش نماز می خواند.
مطلب فوق متن سخنرانی حضرت آیت الله موسوی شالی درمسجد جامع شال می باشد.
السلام ای مادر خونین جگر مادر محجوره از مرگ پدر
بهر چه آتش زدنددرب تو را می نبودی یکنفر گوید چرا؟
بهر چه بشکسته شدبازوی تو بهر چه سیلی زدندی روی تو
صورتت نیلی شدی آخر چرا؟ بستری کردند تورا زین ماجرا
تومگر دختر نبوت نی بودی که اینچنین بی حرمتی از تو شدی
هل اتی در شان نامد مگر که چنین گشتی اسیر فتنه گر
از چه رو با توچنین رفتار شد باجسارت آنچنان گفتارشد
گفت دست بردار از این گفتار دون می کشیم این بیت را با خاک وخون
یا که گفت این بیت را آتش زنم احترام خانه تان را می برم
تو مگر تنها مدافع بوده ای از ولایت تا که سیلی خورده ا ی
"شالی" آمد بردرت با صد سلام چون سلام آمد همی خیرالکلام
فردای آن شب پدرم درحالی که به من نگاه می کرد ومی خندیدگفت : رفتی و گرفتی ؟!
بله پدرم خواب امام را دیده بود که به ار فرموده بودند :"حسن را به من بسپار وکاری نداشته باش"
آقا آقایی کردند وخوب از من مهمان نوازی کردند.
مطلب فوق در کتاب سلوک سیدحسن صفحه ۱۵ منتشر شده است. این کتاب به همت اداره کل اوقاف وامورخیریه قزوین تهیه وتنظیم شده است وحاوی خاطرات ومطالبی از آیت الله موسوی شالی می باشد.
تبعیت از آیت الله العظمی امام خامنه ای تبعیت از ائمه اطهار (ع) - رسول اکرم(ص) وتبعیت از خداست.
منکر ولی فقیه منکر امام زمان است.
حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای بهترین وعالیترین فردی است که از سوی خبرگان رهبری به عنوان ولی فقیه برگزیده شد.
از حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای چه در زمان ریاست جمهوری وچه در زمان رهبری هیچ گونه لغزشی مشاهده نشده است.
هزاران نفر امثال بنده فدای رهبری عزیز.
بعد از امام خمینی(ره)بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی صراط مستقیم قائم به رهبر عزیزما ایت الله العظمی (امام)خامنه ای (مدظلله العالی)است کورباد چشم که صراط مستقیم زمان حضرت آیت الله العظمی (امام) خامنه ای رانبیندبه نظر من واکثرمجتهدین ایشان نایب برحق امام زمان (عج) است.
به نظر من حضرت آیت الله(امام)خامنه ای اعلم امت است.الحمدلله رب العالمین خداوند بعد از امام کسی را جانشین امام قرار دادکه مثل امام اعلم امت واسیس امت است.سیاستمداریش که دردنیا همه قبول دارند وفقاهتش هم مورد تاییدهمه آقایان می باشد
خدایا رهبرعزیز ما حضرت آیت الله العظمی (امام)خامنه ای را از هرگزندی محافظت بفرما.
وقتی که در نجف اشرف بودم وکتاب کشف الاسرار ایشان را که تازه از چاپ درامده بودرا مطالعه کردم به روح بزرگ ایشان وبه بلند پروازی های علم و حکمت آن وجود مقدس پی بردم .ولی متاسفانه درآن زمان که درنجف بودم دسترسی برای زیارت ایشان نداشتم همچنین زمانی که به ایران برگشتم نیز گرفتاری ها به حدی شدید بود که حتی یک بار هم مجال زیارت حضرت معصومهنداشتم اما وقتی که ایشان انقلاب اسلامی را شروع کردند من گمشده ی خودرا پیداکردم وخط ایشان را با دل وجان قبول کردم وحاضر شدم ودر پیشبرد اهداف ایشان خودرا به هربلایی که برایش مجوز شرعی پیداکردم وارد سازم.
ایشان روشن ترین دری است که از دامان کوثر بانوی عالم حضرت صدیقه (س) به ماعنایت شد. امام خمینی (ره) از آفتاب روشن تر است آیا وقتی آفتاب آمد شما چراغ را خاموش نمی کنید؟(قدحیرالشرق والغرب) او حقیقتا شرق وغرب را متحیرکرد.
هنگامی که مختار ثقفی برای انتقام گرفتن از بنی امیه مبنی برخون خواهی حضرت اباعبدالله الحسین ویارانش قیام کرد واز شیعیان خواست که دراین باره با او بیعت کنند عده ا ی از متدینین شیعه به خدمت محمد حنفیه ذفتند تا کسب اجازه نمایند ایشان آنها را خدمت امام سجاد برد که عبارت محمد وجواب امام علیه السلام به تفصیل زیراست:
قوموا بنا الی امامی وامامکم علی بن الحسین فلما دخل ودخلو علیه اخبر خبرهم الذی جائو لاجله . قال علیه السلام یا عم : لو ان عبدا زنجیا تعصب لنا اهل البیت لوجب علی الناس موازنته وقد ولیتک هذا الامر فاصنع ماشئت فخرجوا وقد سمعوا کلامه وهم یقولون اذن لنا زین العابدین علیه السلام ومحمدبن حنفیه."
بنابر قول امام سجاد علیه السلام حکمی است عام ومخصوص زمان خاص وفرد خاص نیست بلکه به طریق اولی امروز این حکم امام شامل واصدق مصادیق است. بنابراین تقویتش اعم از مرجع و غیر مرجع واجب والزامی بوده کوتاهی این امر حرام ومعصیت است ومانباید بگذاریم اما (خمینی) مثل مسلم علیه السلام در کوفه میان دشمنان غریب بماند وکشته شود بلمه قولا وعملا می ایستیم و می جنگیم ومی گوییم: تاخون دررگ ماست خمینی رهبرماست.
امروز امام دوازدهم حجه بن الحسن العسکری حجت خدا روی زمین می باشد.اهدنا الصراط المستقیمی که می گویندمنظور امامان معصوم می باشند.
درروزهای جمعه درزیارت امام زمان می خوانیم : الشلام علیک یا نورالله الذی یهتدی به المهتدون سلام برتو ای نور خدایی که به واسطه ی تو کسانی که طالب هدایتند هدایت می شوند.
همانگونه ای که آفتاب بر زمین می تابد ونجات بخش زمین از تاریکی هاست دلهای مانیز از امام زمان(عج) نور معرفت می گیردلذا کسانی که امام زمان را نمی شناسند ویا قبول ندارند قلبشان نوری ندارد وتاریک وظلمانی است.
ذالک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین خداوند تبارک وتعالی ماه دوازدهم را در قران به غیب تعبیر کرده است هرکسی به امام زمان ایمان داشته باشد به امام ان دیگر هم ایمان دارد وبه پیغمبر هم ایمان دارد ودرنهایت خداوند را قبول داردوهرکسی که امام زمان را قبول نداشته باشد به درد هیچ چیزی نمی خورد وارزشی ندارد.
غیب باشدان دوازدهم اختر رو بخوان احادیثش تا شوی هدایتها
حجه الاسلام انصاري مدیرکل اوقاف وامورخیریه قزوین با اشاره به ويژگيهاي شخصيتي مرحوم آيتالله موسوي شالي توضيح داد: آيتالله موسوي شالي در يك محيط اجتماعي بود اما ملكوتي بودن و عارف بودن خود را حفظ كرد، اين شخصيت بزرگوار به كوچكترين روستاها نيز رفته و سخنراني ميكرد و بنده جملهاي را از ايشان به ياد دارم كه فرمودند سعي كنيد با امام زمان رابطه برقرار كنيد و اين رابطه بدون تقوا برقرار نميشود.
در ادامه اين مراسم فرزند مرحوم آيتالله موسوي شالي بيان داشت: پدرم شخصيتي بودند كه نهايت تلاش و فعاليت را براي خدمت به اسلام و مسلمين داشتند و اين فعاليت در دوران طلبگي ايشان نيز بسيار بود.
حجتالاسلام سيد جواد موسوي شالي افزود: با وجود اينكه نجف چند هزار طلبه داشت ولي فعاليت آيتالله شالي به گونهاي بود كه اكثر اساتيد و مراجع ايشان را ميشناختند و ايشان معتقد بودند كه ما طلبهها در همين بدر امر بايد خدمت اسلامي را آغاز كنيم.
وي توضيح داد: با توجه به اينكه عربها تعصب دارند كه در ازدواج، دختر خود را هميشه به همكيش و عرب بدهند ولي يكي از اينها به قدري توجه خاص به آيتالله شالي داشت كه بيان ميكرد كه من ميخواهم دخترم با اين سيد ازدواج كند زيرا اين سيد تبليغ كرده و فعاليت اجتماعي دارد و با وجود مخالفتهاي اطرافيانش نيز دخترش را به عقد ايشان درآورد.
فرزند مرحوم آيتالله موسوي شالي يادآور شد: آيتالله شالي به نجف رفت تا مقدمات كار را تنظيم كند ولي وقتي بازگشت پدر اين دختر از دنيا رفته بود و اقوام و نزديكان اين دختر بيان كردند كه ما حاضر نيستيم كه اين دختر را به شما دهيم ولي زماني كه ايشان فرمودند اين خانم به عقد من درآمده و من ايشان را ميبرم، من سرباز حضرت ابوالفضل عباس (ع) هستم و ايشان مرا كمك ميكند، اطرافيان اين دختر خود با كمال ميل و رغبت اجازه دادند تا اين خانم با آيتالله شالي به نجف برود.
وي تصريح كرد: ايشان در آن دوران به منازل عربها رفته و تبليغ ميكردند و مبلغ رسمي در بين عربها شده و در آن منطقه به سيد حسن قزويني معروف بودند.
موسوي شالي خاطرنشان كرد: ايشان در ايران نيز هفتهاي يك مرتبه به روستاها ميرفتند تا اينكه زلزله رخ داد و ايشان تبليغات خود را گسترش دادند و در عصمتآباد مدرسهاي بود كه فرمودند اين مدرسه را بايد آباد كنم و اين كار را نيز كردند و در واقع سخن ايشان توأم با عمل بود، در آن دوران علما به ايشان گفتند كه بيايند قزوين و ايشان سال 42-41 به حوزه علميه قزوين آمدند.
وي يادآور شد: پدرم گاهي تا ساعت دو نيمه شب بيدار بودند و براي حل مشكل يك انسان بيچاره و گرفتار نامه مينوشتند، ايشان دهها هزار خدمت داشتند و بسيار متواضع بودند به طوريكه وقتي نماينده مجلس خبرگان رهبري بودند، در جلسات خبرگان پشت ستون مينشستند و برخي ميگفتند به گونهاي بنشينيد كه تصوير شما از تلويزيون پخش شود ولي ايشان ميگفت كسي كه ميخواهد براي خدا كار كند، احتياج ندارد كه ديگران چهرهاش را ببينند.
آيتالله محمدحسين حسيني زابلي با اشاره به ويژگيهاي شخصيتي مرحوم آيتالله موسوي شالي عنوان كرد: آيتالله شالي كسي بود كه بسيار رياضت كشيد، ايشان در استان قزوين نمونه بود و خدمات اجتماعي بسياري داشت و در زنده نگاه داشتن حوزه علميه قزوين و تاكستان نقش موثري داشت و براي تبليغ از اين روستا به آن روستا ميرفت.
آیت الله زابلی تأكيد كرد: برگزاري مراسم بزرگداشت براي شخصيتي چون آيتالله شالي ما را متوجه اين نكته ميكند اين افراد به راحتي به اين مقام نرسيدهاند و خون دل خوردهاند و ما نيز بايد همت عالي داشته باشيم تا بتوانيم به اين جايگاه و مقام برسيم و امروز خدمات مردمي آيتالله شالي زبانزد خاص و عام است.
آيتالله سيد حسن موسوي شالي در سال 1296 ديده به جهان گشود، وي تحصيلات خود را در نجف اشرف آغاز كرد و از محضر اساتيد و علماي بزرگ نجف بهره گرفت و سه سال شاگرد خصوصي مرحوم آيتالله قاضي بود و بيش از 20 اجازه روايي و اجتهاد از مراجعي همچون حضرات آيات، امام خميني، بروجردي، كوه كمري، خويي، مرعشي نجفي، گلپايگاني و مقام معظم رهبري داشتند، وي در مرداد ماه سال 1385 به رحمت ايزدي پيوست.
لازم بذکر است استاد امیرعاملی قزوینی وخانم اسکندری دراین مراسم با شعرخوانی خود دروصف آیت الله شالی فضای جلسه را دوچندان گرم وباحرارت نمودند.
![]() |
... از امام زمان(عج) نقل است که فرموده اند: هرکس متوسل به عمویم قمر بنی هاشم حضرت عباس شود حتما حاجتش براورده می شود حالا هرکس حاجتی دارد این اشعار که موسوم به حضرت است را زمزمه نماید:
یادم زوفای اشجع ناس آید/وزچشم ترم سوده الماس آید/آید به جهان اگر حسین دگری/ هیهات برادری چو عباس آید.
...آن موقعی که حضرت عباس شریعه تشنه لب بیرون آمد دشمنها هجوم آوردند که نگذارند عباس آب را به خیمه ها برساندآنها می گفتند اگر این آب به لبهای امام حسین(ع)برسد احدی از شما را زنده نمی گذارند اگر بخواهید امام حسین را از کار بیندازید باید حضرت عباس را از کار بیندازید.
حضرت عباس پرچمدار کربلا هم بود دریک دست پرچم گرفته بودودردست دیگرششمشیر ولی ناگهان دو دستش قطع شد اما از آنجائیکه همه همت عباس برای بردن آب له خیمه ها بود دشمن از همه طرف به سمت مشک تیر می انداخت ولی حضرت عباس از هرطرف خودرا سپر می کرد تا تیر ها به مشک اصابت نکند.
دشمن دید تا زمانی که حضرت عباس چشم داردمانع رسیدن تیرها به مشک می شود فلذا هردوچشم ابوالفضل را نشانه گرفتندوقتی که هردو چشم عباس هدف تیر قرار گرفت با پا به اسب می زد که به خیمه ها برسد ولی آه از آن موقعی که تیر به مشک خورد وآب ریخت این زمان امید ابوالفضل قطع شدوعمود اهنین برفرق عباس زده شد و حضرت از بالای اسب به زمین افتاد حال تصورکن کسی که دست نداردچگونه برزمین می افتد.
یک حاجتی من دارم وآن این است که مزار شهید آقاحسین وشهدای عزیز شهرمان برپاشود وحسینیه ای در آنجا درست شود این اشعار را باز می خوانیم به امید آنکه حاجتم برآورده شود
یادم زوفای اشجع ناس آید/وزچشم ترم سوده الماس آید/آید به جهان اگر حسین دگری/ هیهات برادری چو عباس آید./
خدایا تورا به مظلومیت ابوالفضل ودردوست بریده اش قسم می دهم که امام زمان ما را هر چه سریعتر برسان.//
مطلب فوق بخشی از سخنرانی حضرت آیت الله موسوی شال در مورخه ۰۴/۰۵/۱۳۸۰ در مسجد جامع شال می باشد
آيت الله سيد محمد علوي گرگاني در ديدار با مديران اداره اوقاف و امور خيريه استان قزوين و جمعي از اعضاي ستاد برگزاري يادواره مرحوم آيتالله موسوي شالي با بيان اينكه به فرمايشات رهبري پيرامون تقدير و تجليل از علما بايد توجه ويژه داشت، تصريح كرد:افرادي چون آيتالله شالي همواره اراده خدا را بر اراده خود مقدم دانستند و هيچگاه براي خود چيزي را نميخواستند. ما نتوانستهايم حق خدا را ادا كنيم و اگر افرادي چون آيت الله شالي به عضويت مجلس خبرگان درميآيند به اين دليل است كه ميخواهند به انجام وظيفه بپردازند و آنچه خدا به آنها عنايت كرده است را مخلصانه در راه او به كار ميگيرند.
آيت الله علوي گرگاني گفت: عالم بايد خود را وقف مردم كند و شب و روزخود را در اختيار مردم قرار دهد و عظمتي كه آيت الله شالي يافته به دليل عمل به دستورات خدا است.


